Away
ترجمه
بیرون ، بیرون ، اوه آره بیرون ، بیرون
این حسی است شبیه به سردترین روز در یک طوفان
( وقتیکه ) از میان یک پنجره ی شیشه ای ( به بیرون ) نگاه میکنی
و تو از اعماق ریه هایت فریاد میزنی
و زنگ ها به صدا در می آیند و ( اما ) جمعیت صدای تو را نمی شنوند
و همه ی آن چیزی که من می توانم ببینم یک ساختمان سوخته است
من فقط باید بچه ام را نجات بدهم اما تو حتی من را نمی شناسی
و حتی اگر چه این حس در ما از بین رفته است
من فقط میخواهم تکه های کوچک باقیمانده را جمع کنم
من به مسیرم ادامه میدهم ، دود از این هواپیما ( سوخته ) بلند می شود
و تنها کسی که میتواند مرا نجات دهد تو هستی
اما تو میخواهی مرا ( از زندگی خود ) بیرون کنی ، بیرون ، بیرون ، بیرون
اوه چرا ؟ من میخواهم بدانم
من میخواهم بدانم که چرا تو میخواهی مرا از زندگی خود بیرون کنی ، بیرون ، بیرون ، بیرون
اوه چرا ؟
من باید بدانم که چرا میخواهی مرا از زندگی خود بیرون کنی
تو عادت داشتی از من بپرسی که چرا من اینقدر در عشق شکاک بودم
دختر واضح بگویم شرایط تغییر میکند
و من دلیل روشنی برای آن ندارم
تو شروع کردی تا با رویاهایت زندگی کنی
و قبل از اینکه تو بدانی آنجا دری وجود دارد که باز است
و لحظه ای که تو قدم در آن بگذاری بسته میشود
ممکن است که کسی دیگر ( در زندگی تو ) باشد یا شرایطی جدید که تو نمیتوانی کمکی بکنی
اوه عشقم ، اوه عشقم ، اوه عشقم
اوه عشقم شرایط آن گونه ای نیست که همیشه بود
من با آغوش باز با ترس هایم روبه رو شدم
اگرچه تو گفتی که هیچگاه ترکم نمیکنی
اما عزیزم تو مرا دور انداختی
درست است که ما گفتیم که دیگر با هم نخواهیم بود
پس چرا این اتفاقات برای من می افتد ، راهی نیست ، راهی نیست ، راهی نیست
Quizas
ترجمه
سلام پیرمرد من ! به من بگو که حالت چطوره
سالها گذشته و ما ( هیچ ) صحبتی با هم نکرده ایم
و من نمی خوام این رو متصور بشم
که فراموشت کرده ام
من نمی تونم از خودم شکایتی بکنم
مثل همیشه دارم ( سخت ) کار می کنم
اگر چه اعتراف میکنم که در زندگیم
خلاء های زیادی وجود داره
درست وعمیق که فکر میکنم می بینم ما تقریبا شرایطمون مثل همدیگه اس
و من دیوونه می شم وقتیکه فکر می کنم
شاید زندگی هر روز ما رو بیشتر از هم جدا می کنه
شاید زندگی ما رو از واقعیت جدا کرده
شاید تو دنبال یه بیابون میگردی و من به دنبال یه اقیانوسم
شاید باید زندگی رو به خاطر این الطاف شکر کنیم !
سلام پیرمرد من ! به من بگو که حالت چطوره
چیزهای زیادی هست که من می خوام توضیح بدم
چونکه هیشکی نمیدونه
فردایی هست یا نه
گاهی اوقات ما گاهی به گذشته می کنیم
دلیلش اینه که تو همیشه خواستی که زنده بمونی
ولی من دیگه خسته شدم
من نمیخوام بحث دیگه ای بکنم
درست وعمیق که فکر میکنم می بینم ما تقریبا شرایطمون مثل همدیگه اس
و من دیوونه می شم وقتیکه فکر می کنم
شاید زندگی هر روز ما رو بیشتر از هم جدا می کنه
شاید زندگی ما رو از واقعیت جدا کرده
شاید تو دنبال یه بیابون میگردی و من به دنبال یه اقیانوسم
شاید باید زندگی رو به خاطر این الطاف شکر کنیم !
درست وعمیق که فکر میکنم می بینم ما تقریبا شرایطمون مثل همدیگه اس
و من دیوونه می شم وقتیکه فکر می کنم
شاید زندگی هر روز ما رو بیشتر از هم جدا می کنه
شاید زندگی ما رو از واقعیت جدا کرده
شاید تو دنبال یه بیابون میگردی و من به دنبال یه اقیانوسم
شاید باید زندگی رو به خاطر این الطاف شکر کنیم !
سلام پیرمرد من ! به من بگو که حالت چطوره
سالها گذشته و ما ( هیچ ) صحبتی با هم نکرده ایم
و من نمی خوام این رو متصور بشم
که فراموشت کرده ام
ترجمه
Not In Love
آماده ای؟
تو به من تلفن میکنی و من طوری رفتار میکنم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
تو ماشین من هستیم و من وانمود میکنم که تو تحریکم نمیکنی
حی حی حی چیز جذاب!!!
بله...تو اینو میدونی..بله
تو منو تحریک میکنی و اینو نشون میدی
من عاشق نیستم...این فقط یه تغییر و تحولو که دارم واردش میشم
من همیشه دنبال چیزای تازه هستم ولی فرار نکن
تقریبا ساعت سه نصفه شبه
امیدوارم ولم نکرده رفته باشی
خیلی به من نزدیکی.دارم سعی میکنم کنترلم رو از دست ندم
حی حی یه چیز جذاب!!!
بله...تو اینو میدونی..بله
تو منو تحریک میکنی و اینو نشون میدی
من عاشق نیستم...این فقط یه تغییر و تحولو که دارم واردش میشم
من همیشه دنبال چیزای تازه هستم ولی فرار نکن
همیشه سعی میکنم به خودم بگم که عاشق نیستم
ولی امشب نمیتونم احساساتمو کنترل کنم
بنابراین امشب فرار نکن عزیزم .
برای درخواست معنی شعر و ترانه از انریکه به مدیریت اصلی سایت (هستی) بگید
و یا از طریق تالار گفتمان و نظرسنجی ابلاغ نمایید .